عبد الجليل قزوينى رازى
300
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و الحرام معاذ بن جبل ، نمىشايد كه يك شب بر پير دانشمند رافضى بازگردد تا او را چند بار لعنت بنكند فكيف بر آنها كه خلافت و امامت كردند » . اما جواب اين كلمات همانست كه در مواضع گفته آمد كه دروغ و بهتان است و وزر و و بال به گردن آن كس كه گويد و روا دارد دروغى « 1 » بر پيرى زاهد عالم مقدّم نهادن كه سيرت و طريقت شمس الاسلام حسكا - رحمة اللّه عليه - همهء علماى فريقين را معلوم باشد از عفّت نفس و كوتاه زفانى « 2 » و پاكنفسى و نميدانم كه اين لفظ خود مصنّف شنويده « 3 » است يا از كسى نقل مىكند ؟ - اگر خود شنيده است بدان معتمدى نيست كه قولش در مثل اين دعوى مسموع باشد ، و مانند آن دروغ است كه بر خواجه بلفتوح « 4 » نهاده است در تفسير آيهء : وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ « 5 » و البتّه او را خبر نه ، و در تفسير او نه چنان است . و گر حوالت باصحاب خبر كند همه اعداى حسكا باشند هم مسموع نباشد و شيعه خود اين حوالت نكنند و گرما نيز خواهيم كه بدروغ بعلماى او حوالت كنيم توانيم ، امّا آن كس را كه بقيامت و بعث و نشور ايمان درست باشد همانا كه روا ندارد كه حوالت بدروغ كند « 6 » بعلماى مرده و زنده . « 7 » اما آنچه در آخر فصل گفته است كه : « رسول عليه السّلام گفت : أعلمكم بالحلال و الحرام معاذ بن جبل » دانم كه اين خبر صحابه را گفته باشد و حوالت كاف و ميم خطاب بديشان باشد پس معاذ عالمتر باشد از قول رسول بلفظ خبر بحلال و حرام هم از بو بكر و هم از عمر كه سيّد دروغ نگويد ، و تقديم مفضول در عقل بر فاضلتر « 8 » قبيح است و بمذهب خواجه امام را بيان حلال و حرام بايد پس معاذ اولىتر باشد بقول رسول بامامت از بو بكر و عمر ، و اجماع مهاجر و انصار با ثبوت اين خبر بر امامت
--> ( 1 ) - ح د : « دروغ » و شايد بهتر باشد . ( 2 ) - ث م ب ح د : « و كوتاه زبانى » . ( 3 ) - ث ب م ح د : « شنيده » . ( 4 ) - غير نسخهء ع : « ابو الفتوح » . ( 5 ) - در سابق ذكر اين مطلب شده و آيه تفسير گرديده است رجوع شود بصفحهء 280 . ( 6 ) - ع ث ب م : « كنند » . ( 7 ) - ث : « خطاب است بديشان » . ( 8 ) - شايد اصل « فاضل » بوده است زيرا در اثبات قبح لازم نيست كه در مثل اين مورد بصيغهء اسم تفضيل نياز باشد .